سیدنا امیر معاویہ رضی اللہ عنہ کے بارے میں سیدنا علی رضی…

سیدنا امیر معاویہ رضی اللہ عنہ کے بارے میں سیدنا علی رضی اللہ عنہ اور ائمہ اہل بیت رضی اللہ عنہم کی تعلیمات

  حضرت مولانا علامہ ضیاء الرحمٰن فاروقی شہیدؒ

صفحہ 3 از 5

یہ واقعہ اٹھائیس ہجری کا ہے اس لیے صاحب ناسخ التواریخ کا اس کے متعلق یوں کہنا دورِ حکومت سیدنا امیرِ معاویہؓ اس سے اگر یہ مراد ہے کہ یہ واقعہ سیدنا امیر معاویہؓ کے دورِ خلافت میں ہوا تو درست نہیں ہاں سیدنا امیر معاویہؓ کی سرکردگی میں ہوا کیونکہ یہ لشکر دمشق سے روانہ ہوا تھا اور اس صوبہ کے سیدنا امیر معاویہؓ گورنر تھے لیکن صاحب ناسخ التواریخ نے سیدنا امیر معاویہؓ کے دور کا یہ واقعہ تو لکھا لیکن یہ نہیں لکھا کہ خود سیدنا امیر معاویہؓ اس میں شریک تھے یا نہ اگر سیدنا امیر معاویہؓ اس میں شریک نہ تھے تو قد اوجبوا کا مصداق وہ ہرگز نہ بنیں گے یا دوسرے الفاظ میں اس واقعہ سے سیدنا امیر معاویہؓ کا جنتی ہونا اس وقت تک ثابت نہیں ہو سکتا جب تک آپ کی اس میں شمولیت ثابت نہ کی جائے آئیے اس کا ثبوت ملاحظہ کریں:

ناسخ التواريخ

معاویه بن ابی سفیانؓ بسوانی عثمانؓ نامه کرد که ولایات روم باشام چنان نزدیک است که بامدادان از دو سو بانگ خروسان و آواز مرغان شنوده شود و اینک آب دریا از موج سینماک باز نشسته و از جنبش پانل ساکن گشته اگر رخصت اور بجانب جزیره قبرص رکفتی کنم و آن محال را که از مال و مواشی آگنده است فرو گیرم عثمانؓ در پاسخ نوشست که عمر بن الخطابؓ برگز اجازت نمی کرد که مسلمانان آب دریا عبره کنند مرا نیز کرایت می آید اگر تو را این کار موافق افتاده و بسلامت این سفر واثق میباشی زن و فرزند خود را نیز با خویش در کشتی حمل میده تا صدق عقیدت تو مرا مکشوف افتد چون معاویهؓ این پاسخ بشنید فتح قبرص را تصمیم عزم داد و عبدالله بن قيسؓ را باگر و ہے از لشکر فرمان کرد تا ازپیش کشتی در آب راندند و بفرمود کشتیها در عکه فراهم آوردند و لشکر را وحبيبه بداد و بازن و فرزند بعکه آمد در روز در آنجا ببود اور سیم بعد از نماز جمعه بکشتی در افتند اما عبدالله بن قیسؓ که از پیش در آب رانده بود از کشتی بساحل دریا بیرون شد تا مگر از اراضی روم خبری بازداند زنی را گریست با دریوزگی روز گزار اور ادر مے چند عطا کرد آن زن برفت بمیان دیه و مردم آگهی برد که این مرد که بالشكر دریا می نورد اینک بکفار بحر ایستاده گروپی بشتاب تاختن کردند عبداللهؓ را مجال بدست نشه که بکشتی گریز داورا بگرفتند و بکشتند این خبر را بمسلمانان بردند معاویهؓ بدان نگریست هم چنان بازن و فرزند و تمامت سپاه با دویست و بیست کشتی ر الختی نگاه دار که مراتاب و طاقت و زرق طے طریق می کرد ناگاه باد مخالفجنبش کرد و ایا مضطرب شد زور قها و کشتیا از یکدیگر بدوا افتاد زن معاویهؓ سخت ترسید و کلیا بلاج را بخواند و گفت اے کلیا کشتی را لختی نگاه دار که مرا تاب و طاقت رفته است کلیا بلاح را گفت ای زن دریا فرماں کس نبرد و خبر خدانی را بدین کار دست نباشد صبر می کن که خبر دل بصبوری نما دن چاره نیست بالجمله بادبالیست و موج بنشت و مسلمانان بسلامت شدند و این بنگام زور نے چند پدیدار شد که فرمان گزار جزیره قبرس بقسطنطين بديه میفرستاد معاویهؓ فرمود تا جمله را بگرفتند و در آن زورقا کنیز کان پری چهره و جامهانی دیبا و نفائس اشياء فراوان یافتند و از آنجا بجزیره قبرس در آمدند و بی توانی دست به نهب و غارت کشودند و بسیار از قریه بانی و آبادی این بارا بزیر ہے سپردند و غلامان و کنیزان فراوان اسیر گرفتند و اموال و اثقال از نفانس اشیاء بر هم نهادند و ایی جمله را بكفار بحر آورده کشتیارابيا کندیر فرمانگزار جزیره را چنان پول و ہراسی فرو گرفته که خیال مدافعته در خاطرس عبور نداشت تیغی نکشیه و خدنگی نکشاد و کس بنزدیک معاویهؓ فرستاد و خواستگار مصالحت گشت بشرط که بر سال هفت بزار و دوسیت دینار از می فرستد معاویهؓ مسئول او را با جابت مقرون داشت و بر این جمله وثیقی نوشت و مراجعت نمود چون از دریا بیرون شد بفرمود قاغنانم را فراهم آوردند و طریف تلید بر زبریم نهادند کنیزان و غلامان را بحساب گرفتند از ده بزار افزون بشمار آمد از جمله بفتصد تن دختر آن دوشیزه بود معاويهؓ خمس غنائم را بیرون کردد بانامه فتح بسوئے عثمانؓ فرستاد و دیگر را بر لشکر بخش نمود۔

(ناسخ التواری تاریخ الخلفاء جلد سوم صفحہ 139 141 تذکره فتح جزیره قبرس الخ مطبوعه تہران طبع جدید)

صفحہ 3 از 5